آرین و حس خوب مادری

آرین و حس خوب مادری
استاندارد

اکثر خانم‌ها هم حتما مثل من جمله «بزار مادر بشی درک می‌کنی» رو حداقل یک‌بار از زبان مادرشون یا بقیه مادرها شنیدن؛ واقعا این موجود اعجاب انگیز کوجولو شروع به رشد نکنه درک نمی‌کنی؛ حس‌های خوب، نگرانی‌ها و ترس‌ها، شادی‌ها و ذوق‌هایی که تکون‌خوردن‌هاش بهت می‌ده و …

از لحظه‌ای که متوجه می‌شی یک موجود کوجولو (من و همسر بعضی وقت‌ها بهش می‌گیم انگل دوست داشتنی ما) داره توی بدنت شکل می‌گیره جوری عاشقش می‌شی و نگرانشی که اصلا قابل توصیف نیست، شنیدن صدای قلبش می‌تونه چند روز بهت انرژی‌ای بده که قابل وصف نیست.

عشقی که توی پدر این کوچولو موج می‌زنه، عکس العمل‌هایی که به صدای بابا و مامان نشون می‌ده و براشون تکون می‌خوره و … اصلا نمی‌دونم چطور بگم ازش و چی بنویسم که بتونید حس ما رو درک کنید.

الان که دارم این مطلب رو می‌نویسم ۲۰۶ روز (هفته سی‌ام روز ۳) می‌گذره که پسرک ما شکل گرفته و اگر خدا بخواهد حداکثر تا دو ماه و نیم دیگه می‌آد توی این دنیا و به زندگی مامان و باباش یا بهتر بگم یک خانواده رونق جدید می‌ده.

پ.ن: تجربه این چند وقت به من نشون داد شادی اومدن کوچولو فقط به مامان و بابا محدود نمی‌شه، بلکه مامان‌بزرگ، بابا بزرگ، عمه و خاله، عمو، دوستا و خیلی‌های دیگه ازش بهره می‌برند.

پ.ن۲: دو هفته‌است دارم سعی می‌کنم این مطلب رو خلاصه بنویسم اما نمی‌شه، اصلا قابل توصیف نیست، بلاخره امروز موفق شدم تمومش کنم 🙂